نگذاریم جنبش از راه خود خارج شود.(وب نوشت)

با تامل در حوادث این چند ماه بعد از انتخابات و بوجود آمدن جنبشی مردمی به نام جنبش سبز در می یابیم که معترضان به تقلب در انتخابات مسیر اصلی خود را فراموش کرده و در راهی قدم گذاشته که خط قرمز هر نظامی می باشد و این بی راهه رفتن جنبش علت و عوامل زیادی دارد که به چند مورد آن می پردازم.






1-در آغاز انتخابات جانبداریهای صدا و سیما و شورای نگهبان از یک کاندیدای خاص و سخنرانی عده ای از اعضای شورای نگهبان به سود همان کاندیدای خاص باعث شد که مردم نسبت به سیمای ملی و بخصوص شورای نگهبان بد گمان شده و نسبت به تقلب در انتخابات دچار یک شک شوند،ولی با وجود همین شک نسبت به این دو ارگان حتی نهادهای مسول نسبت به عزل یا توبیخ خاطیان در این دو نهاد نه هیچ اقدامی نکردند بلکه بر موضع خود یک پا فشاری لجوجانه نیز کردند.


روی سخنم با نهاد نظارتی بر این دو ارگان است آقایان عزیز اگر کسی در این انقلاب دچار شک می شود دلیل بر ضد انقلاب بودن آنها نیست زیرا در هر نظامی تخلف می شود و نظامی سر بلندتر است که این تخلفات را بدون هیچگونه ترس و هراسی بر طرف کند و اگر چنین کند مردم مانند کوه پشت سر او خواهند ایستاد.


2- وقتی که مردم دچار این شک شدند بجای اینکه شک با دلیل و منطق حل شود بیانیه پشت بیانیه که مگر می شود در جمهوری اسلامی تقلب کرد،در هر نظامی امکان خطا وجود دارد چون انسان جایز الخطا است و اگر آن انسان مسلمان وانقلابی هم باشد از این قانون مبرا نیست پس چه خوب بود از این منظر هم به قضیه نگاه می شد ولی با کمال تاسف باز هم حفظ مصلحت نظام از حفظ اسلام و قوانین آن مقدم شمرده شد چرا؟ چون اگر چنین نبود آقای خامنه ای بجای اینکه آقای احمدی نژاد را یک هفته بعد از انتخابات در مورد قضیه ی مناظره مورد انتقاد قرار دهد در حرم امام یعنی یک روز قبل این کار را می کرد آیا این قضیه مشکوک نیست آن سکوت جانبداری ایشان از احمدی نژاد را می رساند.


3- انتخابات به پایان رسید و یک موج عظیمی از مردم نسبت به این برگزاری و شمارش آری مشکوک بودند و به خیابان آمدند و اغتشاشات به اوج خود رسید و هنوز ادامه دارد نظام در همان روزهای اول ارتباط مردم را با کاندیدای معترض قطع کرد و صدا وسیمای ملی ما هم که در نشان دادن اخبار کاملا مقرضانه برخورد کرد و حرکت مردم را در همان اول کار یک آشوب خواند و آقای احمدی نژاد هم در آن جشن مضحک خود با خس وخاشاک خواندن معترضین التهاب این اعتراض را بیشتر کرد.در زمان مردم که از کاندیدای خود دور بودند و رسانه های آنها هم که توقیف و مسدود شده بود پس بهترین راه برای کسب خبر بی بی سی و صدای آمریکا بود،قضیه کاملا روشن شد زمانی که مرم بخواهند خبر خود را از این منابع و آقایان نوری زاده و سازگارا بگیرند اوضاع بهتر از این نمی شود،اگر نظام از همان روز اول ارتباط مردم را با کاندیدایشان قطع نمی کرد و صدا وسیما یکطرفه برخورد نمی کرد و صدای دو طرف را بدون تبعض خبری می رساند چنین وقایعی که دل هر ایرانی را به درد نمی آورد.و باعث نمی شد که دست بسیج و بسیجی که همیشه پشت مردم وحامی مردم بود را هم به خون ملت آغشته کند.


4- در پایان یک توصیه به آقای موسوی و اطرافیان او می کنم که برمواضع خود نسبت به تقلب در انتخابات پافشاری کنید ولی هرگاه در این تجمعها به ارزشهای انقلاب توهین می شود بجای سکوت این حرکات را محکوم کند میدانم که تمام رسانه ها را از شما گرفتند و صدای شما به جای نمی رسد ولی نگذارید که بیگانگان راه سبز شما را خراب کنند نگذارید که ازین حرکات که می دانم شما از آن بیزارید سوءاستفاده شود.برای طرف مقابل هیچگونه توصیه ای ندارم چون آنها تمامی فرصتها را از دست دادند ولی تنها خواهشی دارم این است که به صدای این معترضین فقط به عنوان یک معترض گوش بدهند ما برانداز نیستیم و خود را مدیون خون شهدا و امام راحل می دانیم و اگر کسی هم بخواهد به اصول این انقلاب و قانون اساسی توهین بکند از ما نیست و از دشمن خط می گیرد.


در پایان یک بار دیگر از مسئولین می خواهم که برای جلوگیری از اینکه معترضین از بیگانگان خط بگیرند صدای ما و کاندیدای معترض ما را بدون سانسور از صدای و سیمای خومان پخش کنید.


به امید پیروزی ملت سبز ایران.

0 نظر بدهید: