نگاهي به مشروعيت و مسئوليت دولت كودتا

Question2.JPGريشه مشكلات امروز كشور كجاست؟ البته اگر بپذيريم اصلاً مشكلي وجود دارد. راستي اصلاً كشور مشكلي دارد؟ بگذاريد نگاهي به اطرافمان بياندازيم . كشوري داريم با بيكاران فراوان، آسيب‌های اجتماعي بسيار، اقتصادي بيمار و عقب‌افتاده، صدا و سيمايي كه تنها به كار سرگرم ساختن مردم آيد، اگر نگوييم تحميق و استحمار آنها.
دولتی داريم كه از دخل و خرجش حتی مجلس خبر ندارد. نسل جواني در كشور وجود دارد كه آرمان‌ها و ارزش‌هايش تا حد زيادی متفاوت با نسل پيشين است. در واكنش به اين مسائل فردی كه بيشتر اهل هنر است و سالها بود كه كنج عافيت را بر سرير سياست ترجيح داده بود غيرت ملي و دينی‌اش به جوش می‌آيد و وارد عرصه می‌شود. در انتخاباتي كه برگزار می‌گردد محمود احمد‌ی‌نژاد سياست تبليغی‌اش را بر اساس رفتاري مجرمانه – ايراد افترا به اشخاص مختلف – قرار مي‌دهد. نه شوراي نگبهان و نه رهبر نسبت به اين سياست تبليغي واكنشي نشان نمي‌دهند. انتخابات برگزار مي‌شود. مهندس موسوي پيروز انتخابات مي‌گردد اما به ناگاه در پشت صحنه نظام فعل و انفعالاتی انجام می‌شود و اعداد و ارقامی ساخته می‌شود و باری رای مردم دزيده می‌شود؛ در اين شرايط نه شوراي نگهبان پاسخگو است و نه قوه قضاييه. رهبر هم با لبخندي از سر رضايت روند قضايا را تاييد مي‌كند. در اعتراض به اين دزدي ملي اعتراضات مليوني مي‌شود. واكنش حكومت اما داغ و درفش است و زندان و اعدام...
چرا چنين شد؟ بر ما چه رفته است هموطن؟ ريشه مشكلات در رفتار غلط حاكمان كشور است يا در مشي اشتباه مردم؟


ريشه مشكلات امروز كشور كجاست؟ البته اگر بپذيريم اصلاً مشكلي وجود دارد. راستي اصلاً كشور مشكلي دارد؟ بگذاريد نگاهي به اطرافمان بياندازيم . كشوري داريم با بيكاران فراوان، آسيب‌های اجتماعي بسيار، اقتصادي بيمار و عقب‌افتاده، صدا و سيمايي كه تنها به كار سرگرم ساختن مردم آيد، اگر نگوييم تحميق و استحمار آنها.
دولتی داريم كه از دخل و خرجش حتی مجلس خبر ندارد. نسل جواني در كشور وجود دارد كه آرمان‌ها و ارزش‌هايش تا حد زيادی متفاوت با نسل پيشين است. در واكنش به اين مسائل فردی كه بيشتر اهل هنر است و سالها بود كه كنج عافيت را بر سرير سياست ترجيح داده بود غيرت ملي و دينی‌اش به جوش می‌آيد و وارد عرصه می‌شود. در انتخاباتي كه برگزار می‌گردد محمود احمد‌ی‌نژاد سياست تبليغی‌اش را بر اساس رفتاري مجرمانه – ايراد افترا به اشخاص مختلف – قرار مي‌دهد. نه شوراي نگبهان و نه رهبر نسبت به اين سياست تبليغي واكنشي نشان نمي‌دهند. انتخابات برگزار مي‌شود. مهندس موسوي پيروز انتخابات مي‌گردد اما به ناگاه در پشت صحنه نظام فعل و انفعالاتی انجام می‌شود و اعداد و ارقامی ساخته می‌شود و باری رای مردم دزيده می‌شود؛ در اين شرايط نه شوراي نگهبان پاسخگو است و نه قوه قضاييه. رهبر هم با لبخندي از سر رضايت روند قضايا را تاييد مي‌كند. در اعتراض به اين دزدي ملي اعتراضات مليوني مي‌شود. واكنش حكومت اما داغ و درفش است و زندان و اعدام...
چرا چنين شد؟ بر ما چه رفته است هموطن؟ ريشه مشكلات در رفتار غلط حاكمان كشور است يا در مشي اشتباه مردم؟
اگر در اتفاقات پيش آمده دقيق‌تر بنگريم عمق قضايا را نه در سال هشتاد و هشت بلكه در سال شصت و هشت می‌يابيم. مرحوم آيت‌الله خميني به اعتقاد قاطبه علماي علم سياست – اعم از آنكه با كليت نظام و انقلاب موافق باشند يا مخالف – از مشروعيت برخوردار بود. ايشان هم توسط مجلس خبرگان برگزيده شده بود و هم مرجع ديني بود و هم رهبر يك انقلاب مردمي. به بيان ديگر ايشان همة منابع مشروعيت – اعم از مشروعيت دموكراتيك، مشروعيت كاريزماتيك و مشروعيت سنتي – را در خود جمع داشت. انتخاب آقاي خامنه‌اي اما صرفاً مبتني بر انتخاب مجلس خبرگان بود. ايشان در لحظة انتخاب شدن به رهبري نه مرجع ديني بود و نه از محبوبيتي خارق‌العاده در جامعه برخوردار بود. اندكي پس از انتخاب ايشان به رهبري در انتخابات دور دوم مجلس خبرگان بخش زيادي از روحانيون رد صلاحيت شدند. بدينسان زوال مشروعيت دموكراتيك ايشان هم آغاز شد.
امروز حكومتي داريم كه عمدة قدرتش در دست يك نفر جمع است اما آن يك نفر مشروعيتي ندارد. امروز رياست دولت در دست كسي است كه منتخب واقعي مردم نيست. مجلس كشور ملي نيست بلكه بركشيده و دستچين‌شدة شوراي نگهبان منصوب رهبري است. مجموع اين شرايط باعث شده است كه قاطبة ملت احساس بيگانگي از دولت كند. شكافي عظيم و دره‌اي ژرف ميان دولت و ملت برقرار است. شكافي كه به بهترين وجه خود را در تظاهرات چند ماهة اخير نشان داده است.
اما آيا مشروعيت داشتن يا نداشتن حكومت ريشة همة مشكلات ممكلت است؟ آيا ما صرفاً با شكاف دولت / ملت مواجه هستيم يا مشكلات ساختاري ديگري هم وجود دارد؟ حكومت‌هاي جهان فارغ از مشروع بودن يا نبودنشان بايد به حداقل‌هايي در كشور بپردازند. بايد امنيت عمومي كشور را تامين كنند، فضاي كسب و كار را فراهم كنند، به نظم و نسق امور پولي و مالي كشور بپردازند، نظام تامين اجتماعي و آموزش عمومي را فراهم كنند. در واقع حكومت‌هاي جهان علاوه بر مشروعيت در مقابل مردمشان مسئوليت هم دارند. آنها بايد حداقل به اندازة نفعي كه از ماليات شهروندان و منابع عمومي ملي ( نفت ) مسئوليت‌پذير باشند. آيا اكنون با چنين وضعي رو‌به‌رو هستيم؟ باز بگذاريد نگاهي به اخبار دور و اطرافمان بياندازيم. آيا همين چند روز پيش نبود كه دولت حتي عجز خود را از پس دادن سپرده‌هاي بانكي مردم تلويحاً اعلام كرد؟
مصاديق كشورهايي كه حكومت‌هاي هم مشروع و هم پاسخگو دارند بسيار است اما ايران در كنار كره‌شمالي و برمه جزو معدود كشورهايي است كه حاكمانش نه تنها مشروعيت ندارند بلكه كوچكترين احساس مسئوليتي هم ندارند. سخنان جناب آقاي كروبي را بايد در اين راستا تفسير كرد. اذعان ايشان به رسميت داشتن دولت تيغي دو لبه است. گرچه مي‌پذيرد كه اين دولت در عمل دولت است اما مسئوليت دولت شدنش با رهبر است. چون او اين دولت غيرمشروع را تنفيذ كرده است و موجبات حضور آقاي احمدي‌نژاد در صندلي رياست‌جمهوري را فراهم كرده است. پس آقاي خامنه‌اي مستقيماً مسئول نيك و بد اين دولت است. از سوي ديگر هر دولتي – مشروع و غيرمشروع – مكلف به انجام حداقلي از فعاليت‌ها است كه برخي از آنها را پيشتر آورديم . از آنجا كه دولت احمدي‌نژاد بدون داشتن مشروعيت با مسئوليت آقاي خامنه‌اي رسميت يافته است، اگر در انجام كارهايش ناتوان باشد باز هم مسئوليتش با آقاي خامنه‌اي است. در واقع آقاي خامنه‌اي با پشتيباني از دولتي نامشروع مسئوليت اعمال اين دولت را راساً برعهده گرفته است.
اگر تا امروز عده‌اي – قليل يا كثير - به خاطر اعمال نيروي انتظامي، سپاه، بسيج ( لباس شخصي‌ها‌) و عدليه كه مسئوليتشان مستقيماً برعهده رهبري است در خيابان‌ها علاوه بر شعار راي‌ من كو به طرح برخي مطالبات و شعارهاي به ظاهر ساختارشكنانه اما در باطن نزديك به ارزش‌ها و آرمان‌هاي ابتداي انقلاب، پرداختند؛ فردا و فرداها بايد منتظر بود كه مردم به خاطر قطع گاز و آب و برق، و به خاطر ورشكستگي بانك‌ها و بيكاري جوانان و تورم روزافزون اقتصادي و حتي به خاطر تدريس بد معلم مدرسه كودكشان در مدرسه، مستقيماً آقاي خامنه‌اي را مسئول بدانند. دير نباشد روزي كه مردمان پرت‌افتاده‌ترين نقاط كشور هم متوجه مي‌شوند اين آقاي احمدي‌نژاد نيست كه با سوءمديريت كشور را به ورطة مرگ اجتماعي/اقتصادي كشانده است. مقامي بالاتر مسئوليت اين دولت را برعهده گرفته است. آيا آقاي خامنه‌اي روزي كه با تنفيذ دولت نامشروع بدان رسميت داد، تصور درستي از قابليت‌هاي اين دولت داشت؟ تاريخ به ما نشان خواهد داد كه اين رفتار آقاي خامنه‌اي چقدر مفيد به منافع ملي و چه ميزان مناسب حال مصالح شخصي ايشان بوده است. اگر قضاوت تاريخ همچون پيش‌بيني آقاي كروبي چنين بود كه آقاي خامنه‌اي با اين كار هم خلاف منافع ملي عمل كرد و هم در تقابل با مصالح شخصي‌اش، تعجب نكنيم

0 نظر بدهید: