حق مخالفان آیت الله دستغیب

dastgheib.jpgندای سبز آزادی: پس از هجوم و تعدّی تعدادی خودسر به مسجد قبا(آتشیها) شیراز كه محل اقامه نماز آیت الله سید علی‌محمد دستغیب می‌باشد، مدتی این مسجد مقدس به حكم شورای تأمین و به بهانه جلوگیری از اغتشاش بسته شد. اما این واقعیت كه دولت كودتا برای انتقام از اهالی مسجد به خاطر حمایت از میر حسین موسوی، آنجا را تسخیر كرده‌اند بر كسی پوشیده نماند؛ سرانجام به علت هزینه‌های زیادی كه این عمل برای حكومت داشت، علی‌رغم میلشان و با وجود مقاومت فرماندار شیراز ( كه همه آشوب‌ها از ناحیه او ایجاد شده است ) بالاخره مسجد قبا رفع پلمب شده، به اصحاب مسجد تحویل داده شد؛ اما این عدّه برای آنكه حداقل در میان هواداران قلیل خود آبرویی داشته باشند، هر شب تعدادی از پایگاه‌های بسیج را مأمور می‌كنند كه به مسجد آمده، با شعار و حمل عكس و از این قبیل كارها، اعلام موجودیت كنند و در نتیجه احساس شكست را از خود دور ساخته، كه بله ما را هم به مسجد قبا راه داده‌اند!! نوشته زیر با توجه به وقایعی كه این شب‌ها در مسجد قبا اتفاق می‌افتد و در خطاب به این نوجوانان بسیجی نوشته شده است، اما خواندن آن برای دیگران هم خالی از لطف نیست.


حق مخالفان حضرت امام دستغیب!
در این شب‌ها عده‌ای از جوانان و نوجوانان غیرتمند، از اقصی نقاط استان فارس به مسجد قبا(آتشیها) تشریف می‌آورند و بعد از اقامه نماز در جماعت كسانی كه به گفته خودشان، منافقان و عالمانی بی بصیرت هستند (كه البته ننگ ملت هم می‌باشند!!) وظیفه خود را در راستای قلع و قمع هر چه مخالف و ضد ولایت فقیه است به جا آورده، مدتی فریادهای انقلابی خود را بر سر كسانی كه تا دقایقی پیش از آن، به همراه آنان نماز خوانده‌اند، دعای وحدت خوانده‌اند و حتی اقامه عزای حضرت سیدالشهداء(ع) نموده‌اند، فرو آورده با بغض و كینه تا فرصتی دیگر و انجام وظیفه دیگری، آنجا را ترك می‌كنند. اما مگر اصحاب مسجد چه كرده‌اند كه ننگ ضدیت با ولی فقیه را به جان خریده‌اند؟ از چه زمانی آنها ضد ولایت فقیه شده‌اند؟ قبل از انقلاب كه مركز مبارزه با رژیم ستمشاهی بوده‌اند؟ بعد از انقلاب كه مركز شور و شعور در دفاع مقدس بوده‌اند؟ بعد از انقلاب در زمانی كه مرجعشان با تأیید شورای نگهبان (كه التزام عملی با ولایت فقیه را شرط تأیید صلاحیت می‌داند) و با رأی بالا و اختلاف زیاد با دیگر منتخبین، به مجلس خبرگان رفته است؟ در چه زمانی، دقیقاً معلوم نیست چراكه نقل قول‌ها بسیار مختلف است: بعضی می‌گویند همیشه، دیگرانی گویند بعد از شهادت شهید دستغیب(ره) آن دیگری گوید بعد از امام(ره) و گروه دیگر معتقدند این ضدیت در همین اواخر اتفاق افتاده است!
در ادامه خوب است كه مقداری هم در انواع ضدیت‌ها صحبت كنیم؛ یك نوع ضدیت، در حد جویدن خرخره است؛ آخوندی از حامیان دولت افاضه كرده‌اند كه اگر اجازه داده شود، خرخره مخالفین را می‌جویم؛ می‌شود گفت كه این، بالاترین حد ضدیت است. نوع دیگر كه باز از افاضات همین آقا است، پائین كشیدن كركره مخالفین است كه ترحم بیشتری در آن دیده می‌شود و انواع دیگری كه خود بهتر از ما می‌دانید. اما نوعی از ضدیت از نظر این آقایان وجود دارد كه از نظر حضرات معصومین(ع) نه تنها ضدیت نیست، بلكه بالاترین دوستی و بهترین یاوری است، همان كه نصیحت و خیرخواهی می‌كند و اگر عیبی ببیند آن را به خوبی تعبیر نمی‌كند.
حال از نظر این آقایان كدام صحبت آیت الله دستغیب، ضدیت با شرع و اسلام دارد؟ و درجه و نوع آن چه مقدار است؟ آیا آنجا كه در روز عاشورای امسال می‌فرمایند: « با زور و اجبار نمی‌شود مردم را تابع رهبری كرد و گفت كه همه باید دربست در اختیار رهبری باشند، بلكه اگر دست مهربانی بر سر مردم كشیده شود و به نظرات قانونی آنها احترام گذاشته شود، مثل سابق هستند كه همه چیز خود را فدای انقلاب می‌كنند» آیا آنجا كه در اجلاس خبرگان اخیر فرمودند: «همه مىدانیم كه این قانون اساسی، مخالفتى با قرآن و سنت ندارد كه مجتهدین بزرگ و روشنفكران صحیح، آنرا تدوین كردند و به نظر امام امت(رحمه الله) رساندند. امّا حافظ این قانون اساسى كیست؟ آیا بجز خبرگان ملت، كسى مىتواند باشد؟ تخلّفات از این قانون اساسى را چه كسى باید پیگیرى كند و چه كسى جوابگو باشد؟ عهدهدار آن تنها خبرگان است» یا اینكه در دیدار با جناب آقای سید محمد خاتمی بیان كردند: «نظر ما این است که نهضت مرحوم امام، جهت عمده آن، وجهه معنوی و عرفانی آن بوده؛ فقه و اصول خیلی‌ها نوشتند و کار کردند؛ لکن آنچه که اهمّیت داد به کار امام، جهت معنویت و معرفت و عرفانی بود که امام داشت».
كدام نظر ایشان ضدیت با ولایت فقیه است، اینكه سخن اِجماعی و مورد توافق همه علمای شیعه، در حرمت تقلید مجتهدین را بیان می‌كنند، ضدیت با ولایت فقیه است؟ اینكه به نظر ایشان تمام فقها به جعل ائمه اطهار(ع) دارای ولایت هستند و هیچكس و در هیچ زمانی، نمی‌تواند شأنی را كه به نصب عام اهل بیت(ع) برای فقها جعل شده است را بگیرد یا محدود كند، اما با این حال در زمان برقراری حكومت اسلامی، برای اینكه حالت ملوك الطوایفی پیش نیاید، فقهای صاحب ولایت، در كلیاتی كه در قانون اساسی آمده است، توافق كرده‌اند به شرط رعایت این قانون (دقت شود به شرط رعایت قانون) از اِعمال ولایت خود در بعضی امور كه جنبه اجتماعی دارد، صرف‌نظر نمایند و از میان خود، یك نفر را به عنوان ولیّ فقیه انتخاب ‌كنند، تا وحدت در جامعه حفظ شود؛ آیا این نظر فقهی مستدل به قرآن، روایات و سیره علمای بزرگوار شیعه در طول تاریخ، خلاف شرع و قانون اساسی است؟
اما سخن حقیر در این نوشته، با این جوانان و بزرگترهای ایشان، رد ادعای آنها نیست؛ بلكه با فرض پذیرش حرف آنها در ضدیت اصحاب مسجد با رهبری، مطالبی را عرض می‌كنم. به عبارت دیگر از آنجا كه فرض محال، محال نیست این نوشته بر پایه یك فرض محال ادامه می‌یابد و آن اینكه، هم اكنون چشم‌هایمان را ببندیم و موقع باز كردن، ببینیم رهبر انقلاب شخصی نیست، مگر آیت الله العظمی حضرت امام سید علی‌محمد دستغیب (ایده الله تعالی و روحی له الفداء)!!!
اما در حكومت ولیّ امر مسلمین، حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب (حفظه الله) به مانند هم اكنون، مخالفینی به چشم می‌خورند كه با بعضی از نظرات ایشان موافق نمی‌باشند(خدا هدایتشان كناد) ازجمله با این نظر ایشان كه نمی‌توان با زور، مردم را دیندار كرد و اساس دین محبت به خدا و اولیای اوست، كه نه می‌توان با زور و اجبار محبت چیزی را در دل مردم قرار داد و نه می‌توان از دل آنها، محبتی كه قرار گرفته است با تحكّم و دستورالعمل بیرون نمود، بلكه «لا اكراه فی الدین» اما این عده مصّرانه معتقدند كه می‌توان با ارعاب و چماق و كمی نوازش با شوكرهای برقی، مردم را آنجور كه ما می‌خواهیم تربیت كرد.
جنبه دیگر مخالفت آنها، با این فرمایش مقام عظمای ولایت، حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب(مدّ ظلّه العالی) است كه مراقب باشید انجمن حجّتیه در میان شما نفوذ نكنند و افكار فاسد و غیر منطقی خود را بخواهند توسط شما به اجرا در آورند. اما این عده معتقدند كه درتاریخ، جز مجاهدین صدر اسلام، نمونه‌ای برای این آقایان در تقوی و بصیرت نمی‌توان یافت و اگر هم مرحوم امام خمینی(ره) مرتب و پیاپی در مذمّت انجمن حجّتیه و متحجّرین مقدّس‌مآب، به خصوص در اواخر عمرشان مطالبی گفتند، در اثر غرض‌ورزی بعضی‌ها و اطلاعات غلطی بود كه به ایشان می‌دادند و طفلك! امام هم كه از بس ساده بود حرف آنها را همین جوری قبول می‌كرد، خدا رحمتش كند.
دیگر از جنبه‌های مخالفت بعضی‌ها با نور دیده چشممان، یگانه رهبر دل‌هایمان، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب (ایده الله) البته مربوط به منع ایشان از ورود نظامیان به ویژه سپاه و بسیج سلحشور، در عرصه سیاست و سیاست‌ورزی است؛ چراكه این آقایان معتقدند كه سپاه معظم حكومت، نه تنها در اقتصاد، محاكم قضایی، سیاست و غیره باید دخالت كند بلكه مهمترین عرصه‌ای كه این عزیزان باید وارد شوند، همانا بحث مسائل دینی مردم است و چه بسا بهتر باشد، تمام روحانیون به خانه‌های خود بروند و سرهنگ‌های باز نشسته یا غیر آن، عبایی بر دوش انداخته، اقامه نماز و جماعت نمایند.(*) همچنین در طرحی مبتكرانه، این فدائیان اسلام، می‌خواهند اگر بشود در قبا یا عبا یا حتی عمّامه روحانیون، درجاتی به مانند درجات نظامی، مثل آخوند صفر، سرآخوند، سرطلاب، سرحجج، سرآیات و مانند آن، از طرف مركز عقیدتی سپاه، الصاق شود تا سره از ناسره به راحتی تشخیص داده شود.
البته مسائل بسیار دیگری مثل دادگاه ویژه روحانیت، نظارت استصوابی شورای نگهبان و مانند آن وجود دارد كه موجب اختلاف و ضدیت این عدّه با اصل ولایت فقیه یعنی حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب (تا یادم نرفته همه با هم: اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم و ایّد امام الدستغیب)(**) شده است كه همه از آن آگاه هستیم. اما در حكومت ایشان وضع این عده چگونه است؟ آیا آنها می‌توانند راحت زندگی كنند و اصلاً آیا می‌توانند به دنبال پیاده كردن نظرات خود، فعالیّتی داشته باشند؟ خوب! چون مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب (حفظه الله) خود را پایبند قانون می‌داند، ببینیم قانون اساسی در این باره چه می‌گوید:
قانون اساسی در فصل مربوط به مجلس خبرگان رهبری، از جمله وظایف ایشان را نظارت بر عملكرد رهبری می‌داند و ایشان با آزادی كامل می‌توانند نظرات خود را در باره اعمال رهبر و مجموعه تحت امر رهبری، بیان كنند؛ و طبیعی است، از آنجایی كه این نمایندگان باید از مردم رأی داشته باشند، می‌توانند نقطه نظرات خود را درباره فعالیت‌های رهبر، با امنیت كامل بیان كنند تا مردم در صورت موافقت با آنها به ایشان رأی دهند؛ یعنی حتی قبل از اینكه نماینده شوند، هر مجتهدی می‌تواند دیدگاه‌های انتقادی خود را بیان كند و در صورت رأی آوردن، در مجلس خبرگان رهبری به همراه همفكران خود، تشكیل یك فراكسیون دهد و در صورت حداكثری بودن، حتی می‌توانند رهبر را از مقام خود، عزل كنند!! حال از آنجائیكه رهبر عزیزمان حضرت آیت الله العظمی سید علی‌محمد دستغیب (ایّده الله) به نظارت استصوابی اعتقادی ندارند و مخالف آن می‌باشند، این عده در صورتی كه مانند ابتدای انقلاب، بتوانند از مراجع محترم و اساتید بزرگوار درس خارج فقه حوزه‌های سراسر كشور (نه فقط حوزه قم) مدركی ارائه كنند، به راحتی می‌توانند به عنوان كاندید انتخابات مجلس خبرگان رهبری، از مردم طلب نمایندگی كنند. اینجانب به ایشان اطمینان می‌دهم در پی بیان انتقادات خود، بچه‌های مسجد قبا(آتشیها) هرگز به آنها تعرضی نمی‌كنند و اگر در جایی مشغول اقامه نماز باشند، مسجد و محل نماز آنها را فتح نخواهند كرد و برای رو كم كنی، نام مسجد آنها را به مسجد «امام دستغیب» تغییر نخواهند داد.(***)
حال از این افراد كه دائم مشغول هتك حرمت آیت الله دستغیب و مسجد قبا هستند، سؤال می‌كنم آیا مخالفان برداشت ایشان از اسلام در فرض بالا، از حق و فرصتی كه قانون در اختیار آنها قرار داده است، و بهتر بگویم وظیفه امر به معروفی كه احساس می‌كنند، می‌گذشتند؟ سؤال می‌كنم آیا زمان عمل به فرمایشات اهل بیت(ع) چه موقع است؟ مگر ایشان بارها نفرموده‌اند آن چیزی را كه برای خود می‌پسندید و از آن خشنود می‌شوید، برای دیگران هم بپسندید و از آن چه درباره خود مكروه می‌دارید و آنرا برای خود نمی‌خواهید، نسبت به دیگران هم اینگونه باشید كه این علامت صداقت و ایمان شما است؟
هر چند این نوشته درباره وقایع شیراز و آیت الله دستغیب می‌باشد، اما شما می‌توانید هر كدام از بزرگوارانی كه مورد هجمه قرار گرفته‌اند را به جای ایشان قرار دهید و نتیجه تغییر نخواهد كرد.
* بعد از انتخابات، تقریباً تمام روحانیون مرتبط با آیت الله دستغیب را از مساجد، ادارات و مدارس، به دستور سپاه مرخص كرده‌اند و چون این تعداد روحانی منتسب به خودشان را ندارند، از باز نشسته‌های سپاهی برای اقامه نماز استفاده می‌كنند!!
** در این شب‌ها جوانان بسیجی، در مسجد قبا برای ابراز وجود، مرتب برای سلامتی رهبری طلب صلوات می‌كنند و نحوه صلوات ایشان شبیه همان چیزی است كه در متن آمده است.
*** بعد از آنكه مسجد را به اصطلاح خود فتح كردند و با تغییر هیأت امناء، اولین كاری كه كردند، تغییر نام مسجد از قبا(آتشیها) به مسجد امام خامنه‌ای (ولایتیها) بود كه البته در نهایت مجبور به پس گرفتن مواضع خود شدند.

0 نظر بدهید: