بایدها و نبایدهای ولایت فقیه(وب نوشت)

آیا در عصر حاضر که قشر با سواد و تحصیل کرده رو به افزایش است و انسانها خود تمامی مسائل روز را درک می کنند به ولایت فقیه که خود را قیم تمامی مردم می داند نیازی است؟
آیا ولی فقیه به این معنا است که ولایت بر مردم دارد مانند ولایت پدر بر طفل مهجورش؟آری معنای واقعی ولی فقیه همین معنی را می دهد و می بینیم که در حال حاضر ولی فقیه خود را قیم تمامی مردم می داند و مجلس،دولت،قوه قضاییه و دیگر ارگانهای نظامی و انتظامی بر این عقیده هستند و ولی فقیه را مقدم بر شرع و قانون می دانند و دلیل این نظر بنده را می توان در همین بلواهای اخیر دانست که همه این آقایان ولی فقیه را فصل والخطاب می دانند نه قانون را،اگر قانون فصل و الخطاب بود هیچگاه ولی فقیه چشم خود را بر تخلفهای انتخاباتی شخص مورد نظر خود نمی بست.از شرایط ولی فقیه و رهبر و بهتر بگوییم یک لیدر اینست که عدالت و انصاف داشته باشد آیا ولی فقیه در این حوادث عدالت داشتند و جانب بی طرفی را برای خود برگزیدند،وقتی این شرط بزرگ توسط یک لیدر رعایت نشود آیا دیگر می توان به ادامه راه با این لیدر امید داشت؟ آیا زمینه دیکتاتوری مهیا نمی شود؟
وقتی که در قانون اساسی وظیفه مجلس خبرگان عزل و نصب رهبر و نظارت بر کار ایشان آمده است آیا اگر عضوی از این شورا از رهبری انتقاد کند باید با ایشان اینچنین رفتار شود و توسط نوچه های ایشان مورد اذیت و آزار قرار بگیرد؟مگر آیت الله دستغیب چیزی فراتر از قانون عمل کرد؟آری وقتی راه انتقاد را ببندید اگر نعوذبالله امام معصوم هم ولی فقیه ورهبر بود به سمت دیکتاتوری سوق پیدا می کرد.
زمانی بود که در مجادلات انتخاباتی خبرگان آقایان می گفتند که انتخابات مجلس خبرگان از تمامی انتخابات مهمتر است و دلیل و برهان می آوردند که ما برویم و رای دهیم و همیشه سوال ما این بود که مجلسی که وظیفه آن نظارت بر کار رهبر است چرا این چنین در مدح و ثنای او سخن می گویند و جالب تر اینکه وقتی در نظر گرفته می شود که به بیانات ایشان هم گوش دهند آخر این چه مجلسی است که یک انتقاد هم از رهبری نمی کند آیا نعوذبالله رهبر از معصومین هستند و هرگز اشتباهی از ایشان سر نمی زند.
آری دوستان اگر در زمان تصویب ولی فقیه در قانون به این قسمت ماجرا با ظرافت می اندیشیدند حال ما درگیر یک حکومت دیکتاتوری نبودیم.
جنبش سبز پاینده باد




0 نظر بدهید: