ندای سبز آزادی: روزنامه رسالت در شماره امروز خود در مطلبی با عنوان "بازخوانی ولایت و امامت: از 9 دی 88 به بعد" به قلم محمدصادق انبارلویی، پیشنهاد کرد که در فضای جدید بعد از رفراندوم 9 دی (عنوانی که روزنامه های اقتدارگرا به راهپیمایی حکومتی روز نهم دی ماه میدهند)، به جای الفاظی نظیر آیت الله خامنه ای، رهبر انقلاب، ولی امر مسلمین یا مقام معظم رهبری، از عبارت "امام خامنه ای" در مکاتبات رسمی استفاده شود.
نویسنده این مقاله تمامی عناوین پیش گفته را مربوط به دوره هایی در تاریخ زعامت و ولایت رهبر انقلاب میداند که اکنون دوره آنها گذشته است. به زعم نویسنده، از مقطع زمانی تصویب قانون اساسی به بعد، عنوان رهبری انقلاب، "ولی امر مسلمین" و جایگاه او "ولایت، آن هم ولایت مطلقه فقیه" بوده است. همچنین، در فاز بعدی، "از خرداد68 که با رحلت امام مسئوليت رهبري به دوش آيت الله خامنه اي گذاشته شد وارد يک مقطع زماني20 ساله تا خرداد88 ميشويم که مديريت معظم له تحت عنوان مقام معظم رهبري برجامعه اعمال گرديده است".
به باور نویسنده اما، آنچه در 9 دی ماه 88 اتفاق افتاده است مرحله جدیدی را در این تاریخ رقم زده است. مردم در این تاریخ و با آن راهپیمایی، آنچه را که مجلس خبرگان به طور غیرمستقیم و به نمایندگی از مردم تصدیق کرده است، یعنی رهبری آیت الله خامنه ای، این بار به صورت مستقیم تایید و تصدیق کرده اند:
"چه ثمري بالاتر از اين مهم که آنچه را که خبرگان قانون اساسي به صورت غيرمستقيم و به نمايندگي از مردم در رهبري آيت الله خامنه اي تصديق کرده بودند در9 دي88 ميليونها نفر از مردم به صورت مستقيم ولايت معظم له رادر تائيد و تصديقي که20 سال پيش مجلس خبرگان انجام داده بود ، تثبيت کردند."
بر این مبنا، آنگاه نویسنده نتیجه میگیرد که:
"بدين ترتيب از مقطع 9 دي88 به اين سو عنوان مقام معظم رهبري از نظر مردم مسلمان ما امام خامنه اي ميباشد، امامي که بر امت مسلمان ما ولايت دارد و نداي قرآني اطيعوالله و اطيع الرسول و اولي الامر منکم را در هزاره دوم بعثت پيامبر عظيم الشان اسلام تداوم بخشيده و درخروش عاشورايي ملت مسلمان ما در9 دي88 عظمت بخشيده است که بايد قدر دان آن باشيم."
و در نهایت، با این صغرا و کبرا، پیشنهاد نویسنده برای استفاده از عنوان "امام خامنه ای" در مکاتبات رسمی و محاورات ارائه میشود:
"پيشنهاد مي کنم در مکاتبات و محاورات آن هم در آشفته بازار فضاسازي شده توسط فتنه گران که بازار مرجع سازي چهره هاي مطرود و مردود توسط بوق هاي تبليغاتي آمريکايي و انگليسي گرم شده است ، به اين نکته مهم توجه ويژه مبذول نموده و ضمن پالايش محيط هاي حوزوي از عناصر مسئله دار ، نسبت به روشنگري اقدام نمايند و مديران و مقامات و مسئولين هم با درک شرايط روز منبعث از حرکت ميليوني مردم در نهم دي ماه88 در مکاتبات رسمي عنوان واقعي معظم له را که همانا امام خامنه اي است به کار برند."
به نظر میرسد با ریزش روز به روز افراد شایسته و وزندار در ساختار سیاسی و حکومتی "نظام"، ارادت سالاری روز به روز به مولفه ای تعیین کننده تر در تثبیت مقام و ارتقای منصب افراد سبکوزن، بی صلاحیت، ناشایست و برکشیده تبدیل میشود، و از این رو، باید روز به روز بیشتر منتظر و شاهد استفاده از ادبیات متملقانه و مداهنه آمیزی از این دست باشیم. ادبیاتی که پیش از این هم از معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد شنیده شده بود، و البته بسیار بیشتر از اینها، در کتابهای تاریخ در شرح سلسله های پادشاهی و اوضاع و عوالم شاهان و تملق و خاکساری درباریان و مجیزگویان شان آمده بود.
جا دارد کسانی که نظریه پردازان "سلطانیسم" در ایران را به زندان و شکنجه میکشند و در دادگاههای نمایشی و استالینیستی حاضر میکنند و مقابل شوهای تلویزیونی به اعتراف و توبه وا میدارند، با این مصادیق علنی تبدیل شدن نظام به نظامی سلطانی مبارزه کنند، تا مجبور نباشند کسانی را که عریانی تن "پادشاه" را فریاد میکنند، خفه کنند. به جای خاموش کردن صدای منتقدین، بهتر است لباسی به تن لخت نظام پوشاند.
"چه ثمري بالاتر از اين مهم که آنچه را که خبرگان قانون اساسي به صورت غيرمستقيم و به نمايندگي از مردم در رهبري آيت الله خامنه اي تصديق کرده بودند در9 دي88 ميليونها نفر از مردم به صورت مستقيم ولايت معظم له رادر تائيد و تصديقي که20 سال پيش مجلس خبرگان انجام داده بود ، تثبيت کردند."
بر این مبنا، آنگاه نویسنده نتیجه میگیرد که:
"بدين ترتيب از مقطع 9 دي88 به اين سو عنوان مقام معظم رهبري از نظر مردم مسلمان ما امام خامنه اي ميباشد، امامي که بر امت مسلمان ما ولايت دارد و نداي قرآني اطيعوالله و اطيع الرسول و اولي الامر منکم را در هزاره دوم بعثت پيامبر عظيم الشان اسلام تداوم بخشيده و درخروش عاشورايي ملت مسلمان ما در9 دي88 عظمت بخشيده است که بايد قدر دان آن باشيم."
و در نهایت، با این صغرا و کبرا، پیشنهاد نویسنده برای استفاده از عنوان "امام خامنه ای" در مکاتبات رسمی و محاورات ارائه میشود:
"پيشنهاد مي کنم در مکاتبات و محاورات آن هم در آشفته بازار فضاسازي شده توسط فتنه گران که بازار مرجع سازي چهره هاي مطرود و مردود توسط بوق هاي تبليغاتي آمريکايي و انگليسي گرم شده است ، به اين نکته مهم توجه ويژه مبذول نموده و ضمن پالايش محيط هاي حوزوي از عناصر مسئله دار ، نسبت به روشنگري اقدام نمايند و مديران و مقامات و مسئولين هم با درک شرايط روز منبعث از حرکت ميليوني مردم در نهم دي ماه88 در مکاتبات رسمي عنوان واقعي معظم له را که همانا امام خامنه اي است به کار برند."
به نظر میرسد با ریزش روز به روز افراد شایسته و وزندار در ساختار سیاسی و حکومتی "نظام"، ارادت سالاری روز به روز به مولفه ای تعیین کننده تر در تثبیت مقام و ارتقای منصب افراد سبکوزن، بی صلاحیت، ناشایست و برکشیده تبدیل میشود، و از این رو، باید روز به روز بیشتر منتظر و شاهد استفاده از ادبیات متملقانه و مداهنه آمیزی از این دست باشیم. ادبیاتی که پیش از این هم از معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد شنیده شده بود، و البته بسیار بیشتر از اینها، در کتابهای تاریخ در شرح سلسله های پادشاهی و اوضاع و عوالم شاهان و تملق و خاکساری درباریان و مجیزگویان شان آمده بود.
جا دارد کسانی که نظریه پردازان "سلطانیسم" در ایران را به زندان و شکنجه میکشند و در دادگاههای نمایشی و استالینیستی حاضر میکنند و مقابل شوهای تلویزیونی به اعتراف و توبه وا میدارند، با این مصادیق علنی تبدیل شدن نظام به نظامی سلطانی مبارزه کنند، تا مجبور نباشند کسانی را که عریانی تن "پادشاه" را فریاد میکنند، خفه کنند. به جای خاموش کردن صدای منتقدین، بهتر است لباسی به تن لخت نظام پوشاند.
0 نظر بدهید:
ارسال یک نظر